خرید بک لینک
ایشون هیدی هستن برادر زاده ام.قبل از دنیا اومدن رونیا سلطان قلبم بود.امروز تولدشه و بزرگترین آرزوش رو برآورده کردیم و برادرم براش یه خرگوش خرید.هر وقت بغلش میکردم میگفتم یعنی میشه یه روزم دختر خودمو بغل کنم و این اندازه دوستش داشته باشم الان هیدی صدر اعظم و رونیا سلطان قلبم شدن. + ممنون از احوا

برچسب: هیدی, نویسنده: محمد شاکری تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 15:25

برادرم برای تولد هیدی (hedi) یه خرگوش ناز گرفته.اول رفتم خونه و خرگوش رو دست هیدی دیدم فکر کردم عروسکه اما دقت که کردم دیدم نه این یه خرگوش واقعیه.خیلی ناراحت شدم که خرگوش واقعیه چون هیدی خیلی دوستش داره و مدام خرگوش رو مثل بچه تو بغلش نگه داشته به زور بهش غذا میده میخوابوندش و نازش میده.البته هنوز

برچسب: خرگوش,بیچاره, نویسنده: محمد شاکری تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 15:25

همه ما گناهای زیادی رو مرتکب شدیم خیلی هاش رو هم اصلا به یاد نمیاریم اما یه سری گناه هم انجام دادیم که با یاد آوریشون حس خیلی بدی بهمون دست میده از خودمون شرم میکنیم. گناهای زیادی رو انجام دادم اما بزرگترین گناه و عذاب وجدان من بابت قولی بود که به یه نفر دادم با اینکه میتونستم خیلی راحت بهش عمل کنم

برچسب: بزرگترین,گناه, نویسنده: محمد شاکری تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 15:25

ف: نرگس بنظرت کارمون درسته؟ من :کدوم کار؟ ف: اینکه اینقدر اذیتشون میکنیم من: کدوم اذیت من که کاری به کارشون ندارم مشکل از خودشونه میخوان تو کار من فضولی نکنن تا منم سرکارشون نزام ف: باز من فکر میکنم ما نباید مثل اونا باشیم من: ف مگه یادت رفته که گزارشت رو دادن خداییش بعدش دلت خنک نشد؟ ف: خوب اره من:

برچسب: روزمره, نویسنده: محمد شاکری تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 15:25

این روزا که تازه نتایج کنکور اومده یه سریا خیلی خوشحالن و یه سری هم خیلی ناراحتن و خیلی ها هم بی تفاوتن و ته دلشون براشون مهم نیست که چی میشه.من سال 81 دیپلمم رو گرفتم ( چه زود گذشت !!!).همیشه تو مدرسه شاگرد متوسطی بودم هیچ وقت خیلی درگیر درس و نمره نبودم مهم بود برام پاس بشم معدل دیپلمم خوب بود.ام

برچسب: تمشک,کنکور, نویسنده: محمد شاکری تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 15:25

نصیحت وبلاگی

خواستین وبلاگ بزنین آدرسش رو به هیچ آشنایی ندین پشیمون میشین.

+ شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ 9:22 توسط نرگس |

برچسب: نصیحت,وبلاگی, نویسنده: محمد شاکری تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 15:25

مادرم رو همیشه انسان صبوری میدونستم همیشه خدا رو تو هر کاری میدید به شدت به پدرش علاقه داشت.پدر بزرگم انسان بسیار مهربانی بود علاقه خاصی بهش داشتم پدر بزرگم بعد از نماز صبح سر سجاده موقع سلام اخر نماز فوت شد وقتی که فوت کرد مادرم عزیزترین و مهترین پشتوانه اش رو از دست داد اما صبور بود اشک میریخت ام

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:17

برادر کوچکم امسال کنکور داره و همه ما هم سعی میکنیم کمکش کنیم و انگیزه اش رو بالا ببریم.خیلی حرف زدیم باهاش که شروع کنه به درس خوندن باید براش یه انگیزه دست و پا میکردیم کلی فکر کردم تا یه راه حل خوب پیدا کنم که شروع کنه و هر بار میزان خوندنش رو بیشتر کنه تا به یه حدی برسه که خوندنش رو غلتک بیفته.ب

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:17

میشه من جفت پا برم تو دهن یه نفر بعدش با ساعت برنارد هی برگردم عقب بازم بزنم تو دهنش.بعد که دلم خنک شد زمان رو برگردونم عقب ساکت با یک لبخند ملیح بشینم سر جام.

+بعدا نوشت:

این ساعت برنارد که من میخوام ورژن جدیدشه زمان رو عقب و جلو هم میبره

+ دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ 8:32 توسط نرگس |

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:17

خوابیده بودی تو بغلم دیدم چقدر قد کشیدی بزرگ شدی.فکر کردن به اینکه یه روزی بری دنبال زندگیت و کمتر ببینمت ...باعث شد دلم بگیره.پدر و مادر بودن سخت ترین کار دنیاست.خیلی خیلی دوستت دارم .از روزی که تو دنیا اومدی خودم مادرم رو بیشتر از قبل دوست دارم چون الان حسش رو درک میکنم.بزگ شدنت رو دوست دارم اما

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 3:17

جاده ای که ازش باید عبور کنین جز زیباترین جاده ها و البته هیجان انگیزترین اوناست. تصویر همین جاده در زمستان روستاهای زیبایی سر راه شما قرار دارن که هر کدوم افسانه ها و داستانهای خودشون رو دارن از اون جاهایی که با هر بار رفتن و دیدن باز چیزهایی برای یاد گرفتن و. لذت بردن داره. سرزمین زیبا و تاریخ

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 4:41

بعد از هر بار حموم کردن عاشق بازی کردنی و دوست داری بعدش بخوابی و من دلم میخواد اون لحظه ها تا اخر دنیا بشینم و نگاهت کنم. این چشمات به عمه لیلا رفته کلا هر دوتاتون علامت تعجبین اکثرا دوست داری کنارت باشم وقتی بازی میکنی اما خودکار که میبینی میری تو عمق نوشتن و مدام با خودت حرف میزنی . این رو

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 4:41

گاهی پیش میاد بعد از مدتی که از خوندن یه وبلاگ میگذره خصوصیات ظاهری و اخلاقی رو برای نویسنده اش ناخوداگاه تصور میکنم و با اون تصورم به ارتباطم با اون وبلاگ ادامه میدم.بر اساس نوشته ها اون ادم رو قضاوت میکنم میشه تا حدودی از نوشته های یه نفر پی برد که چقدر مهربونه عاشقه یا تنهاست یا ادمیه که روحی

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 4:41

- کاراتو سر وقت انجام بده رو هم تلنبارشون نکن.

- التماست میکنم کاراتو سر وقت انجام بده رو هم تلنبارشون نکن.

- قول بده کاراتو سر وقت انجام بدی رو هم تلنبارشون نکنی.

+

-

+ چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ 10:44 توسط نرگس |

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 4:41

یه دختر عاقل وقتی ازدواج میکنه حق حضانت بچه هاشو رو تو عقد نامه اش ثبت میکنه و با آرامش زندگی میکنه.

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت: 2:13

صفحه بندی